گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

58

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

بودند توقف نموده گلوس و پيگرس را دستور داد كه با كمك نفرات چريك ارابه‌ها را از درون گل عبور دهند . ولى مشاهده نمود آن افراد بواسطهء خشم و تغيرى كه داشتند در انجام دادن اين كار سستى مىنمودند پس به سران و بزرگان پارس ، همراهان خويش فرمود كه در پيش راندن ارابه‌ها دستيارى كنند . در اين حين بود كه حد اعلاى اطاعت و انضباط مشهود افتاد چون حضراتى كه حاضر بودند بىدرنگ جامه‌هاى ارغوانى خويش را از تن درآورده در امتثال امر او تلاش و فداكارى نمودند و با وجود البسهء گرانبها و طوق و باره كه در گردن و بازو داشتند يك‌باره درون گل افتاده ارابه‌ها را چست و چالاك با سرعتى كه باور كردنش آسان نيست از معبرى كه شيب دراز تندى داشت عبور دادند . روى همرفته آشكار بود كه در سراسر راه كوروش تعجيل داشته است و تأخيرى را جايز نمىدانسته مگر بر سبيل ضرورت و براى تهيهء آذوقه يا منظورهاى عمدهء ديگر و غرضش هم اين بوده كه هرچه زودتر به مقصد رسيده باشد ، پادشاه آمادگى كمترى براى زد و خورد با او خواهد داشت در صورتى كه اگر برعكس آهسته پيش ميرفت برادرش لشگر بيشترى فراهم مىساخت و بعلاوه وقتى كه با غور تمام تأمل مىنمود در - مىيافت قلمرو پادشاه كه بمناسبت وسعت خاك و كثرت سكنهء آن قدرتى كلان داشته بواسطهء دور بودن خطوط ارتباطى و پراكندگى نيروها اگر با سرعت كافى در معرض حمله قرار گيرد طرف متهاجم اميد توفيق بيشترى خواهد داشت . در طرف ديگر رودخانه فرات در امتداد همين ناحيهء باتلاقى ،